تفاهم

تفاهم

سيد مصطفي مير سليم تلاشهاي مهمي که با گسترش بيمارستانها و بهبود کيفيت خدمات آنها در زمينه درمان صورت مي‌گيرد موقعي به هدف سلامت ما را نزديک مي ک

سيد مصطفي مير سليم
تلاشهاي مهمي که با گسترش بيمارستانها و بهبود کيفيت خدمات آنها در زمينه درمان صورت مي‌گيرد موقعي به هدف سلامت ما را نزديک مي کند که به موازات آن و حتي قبل از آن در زمينه بهداشت برنامه ريزي و همکاري فعالانه صورت گيرد. بدان منظور تفاهمي بين مسئولان دولتي و مردم از چند جهت بايد برقرار شود.
در بخش کشاورزي که تأمين کننده عمده نيازمنديهاي کشور از لحاظ محصولات زراعي و باغي و دامپروري و شيلات است، جستجوي افزايش محصول و مبارزه با آفات کشاورزان را به استفاده بي رويه از سموم و کودهاي شيميايي سوق داده‌است که منجر مي‌شود به:
- آلوده شدن خاک و آب يعني خسارت محيط زيستي که آثار خود را بعضاً تا دريا و بنابراين بر آبزيان و نيز تا عمق سفره‌هاي زيرزميني مي گذارد. اين آلودگي البته ممکن است به دليل فاضلاب‌هاي تصفيه نشده شهري و صنعتي باشد که نيازمند برخورد جدي و بدون تبعيض سازمان محيط زيست با آن صنايع و وزارت بهداشت با مزرعه داراني است که از فاضلاب‌ شهري براي کشت محصولات غذايي استفاده مي کنند.
-مقاوم شدن آفات به سموم شيميايي و ضرورت سرمايه گذاري پژوهشي براي توليد سموم جديد و تکرار چرخۀ معيوب قبلي
-تخريب زيست بوم عوامل طبيعي مقابله با آفات که اصلاح آن مستلزم اقدمات بلند مدت است
-آلوده شدن محصولات کشاورزي به سموم در هنگام عرضۀ آنها به بازار، در صورت عدم مراعات فاصلۀ زماني لازم بين سمپاشي و جمع‌آوري محصول، و در نتيجه وارد شدن خسارت بهداشتي به مصرف کنندگان
-تغيير کيفيت محصولات رشد يافته با کودهاي شيميايي و نگهداري و انبارداري شده با مواد شيميايي که در ظاهر درشت‌تر و زيباتر ولي دربرگيرندۀ مواد شيميايي مضر براي سلامتي است.
-موارد مشابهي در دامپروري به لحاظ استفاده از داروها و هورمونها و مواد خوراکي و تقويتي نامناسب براي دامداريها و مرغداريها و شيلات پرورشي.
ملاحظه مي شود که در اينجا تضاد منافع به‌وجود آمدهاست: از يک طرف منافع گروهي از کشاورزان و توزيع کنندگان که با استفادۀ بي رويه از سموم و کودهاي شيميايي در صدد توليد و عرضۀ محصولات ظاهرفريب‌اند به مردم براي کسب سود هرچه بيشتر بدون توجه به عواقب بهداشتي آن، عمداً يا سهواً. و از طرف ديگر مصرف کنندگانند که اغلب غافلند از فرآيند معيوب توليد ، و فريفتۀ ظاهر برخي کالاها مي شوند و با مصرف آنها ، بويژه اگر مداوم باشد، سلامتي خود را ناآگاهانه و با اعتماد  به آنچه در ميادين و فروشگاهها عرضه مي شود و بعضاً تحت تأثير تبليغات بازرگاني مهار نشده، به مخاطره مي اندازند.
در اينجا دولت ، البته کمتر به عنوان توليدکننده يا تأمين‌کننده صنعتي يا کشاورزي درگير مي‌شود، ولي هرجا که بخشي از دولت متصدي توليد و تأمين کالا است بايد ، به عنوان ارائه کنندۀنمونه، بيشترين سخت‌گيري را از نظر مراعات مصلحتهاي عمومي بر فعاليتهاي خود اعمال کند. اما کار اصلي دولت هدايت توليد کنندگان است از جمله با ترويج روشهاي صحيح کشاورزي از نظر دفع آفات و افزايش بازدهي توليد و نيز روشهاي مناسب نگهداري و انبارداري و سپس عرضۀ محصولات. اين کار يعني تفاهم دولت و تأمين کنندگان نهاده‌ها و کشاورزان و گردانندگان صنايع غذايي. به‌علاوه دولت بايد اشراف نظارتي خود را رها نکند و با همکاري توزيع کنندگان و قبل از عرضۀ محصول به مردم با آزمايشهاي تخصصي از سلامت همه‌جانبه آنها اطمينان حاصل کند و به طور قاطع از تبليغ کالاهاي فاقد معيارهاي بهداشتي لازم جلوگيري و نسبت به امحاء محصولات فاقد کيفيت بهداشتي اقدام کند و منافع عموم مردم را فداي سود يا عدم ضرر عدۀ معدودي توليدکننده و عرضه‌کننده، ولو از گروههاي محروم، ننمايد ؛ به موازات آن اقدامات آگاهي رساني به مردم ، يعني مصرف کنندگان،  را در سرلوحۀ فعاليتهاي خدمت رساني خود قرار دهد تا ناچار نشود به تأمين هزينه هاي
فزاينده و هنگفت و کمرشکن درماني بينديشد. اين نمونه‌اي از ضرورت تفاهم و همکاري چندجانبه و بسيار سودمند دولت و مردم است.